شيخ حسين انصاريان

349

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

و شما ملّت عرب در آن وقت داراى بدترين دين و در بدترين خانه بوديد ، اقامت گاهتان در ميان سنگ‌هاى سخت و در بين مارهاى زهردار بود ، آب تيره مىنوشيديد ، غذاى خشن مىخورديد ، خون يكديگر را مىريختيد ، قطع رحم مىكرديد ، بتان در ميان شما نصب شده بود و گناهان به شما بسته بود . اين وضع نكبت بار زندگى عرب بود ، كه بر اثر عقايد فاسده و اخلاق رذيله به آن خو داشتند ، رهبر با كرامت اسلام با چه زحمتى در سايهء قرآن مجيد آن وحشىهاى بدتر از درندگان را به صراط مستقيم كشانيد ، خدا مىداند ! اى چو خورشيد چشمه‌اى از نور * پرتو تو مباد از من دور دوست را چون بود شكيب از دوست ؟ * چشم را كى بود ملال از نور ؟ دو جهانش نيايد اندر چشم * هر كه را در جهان تويى منظور صحبت تو غنا و من درويش * نظر تو شفا و من رنجور نيست هر خوب را ملاحت تو * نيست هر كوه را كرامت طور سيف فرغانى از تو سيرنشد * از عسل سير كى شود زنبور ( سيف فرغانى ) بعثت پيامبر بر عرب جاهلى إنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله وَلَيْسَ أحَدٌ مِنَ الْعَرَبِ يَقْرَأُ كِتاباً ، لايَدَّعى نَبُوَّةً ، فَساقَ النّاسَ حَتّى بَوَّأَهُمْ مَحَلَّتُهُمْ و بَلَّغَهُمْ مَنْجاتَهُمْ ، فَاسْتَقامَتْ قَناتُهُمْ وَاطْمَأَنَّتْ صَفاتُهُمْ . « 1 » خداوند سبحان محمّد صلى الله عليه و آله را به نبوت برانگيخت ، در حالى كه احدى از عرب كتابخوان نبود و ادّعاى نبوّت نداشت . آن حضرت ايشان را رهبرى كرد تا در

--> ( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 33 .